تبليغاتX
حقایق دین مبین اسلام
واپسماندگي فرهنگي

مسؤل تر ويج اين خرافات کيست؟
در سرزميني که خرافات از ديوارها و گفتار مردمانش بالا مي رود.

يکروز پس ازعاشورا سال 85 در شهر قدس اتفاق افتاد:
مردم ، تصويري که از جاي ناودان بر روي ديوار افتاده بود را

 به شمايل حضرت عباس تشبيه کرده وبراي زيارت آن  سر ودست  ميشکاندند.

برای دیدن عکس هاب بیشتر اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 17:7 |

 

آرشیو مقالات

 

w

مقام صحابه وجانشينی پيامبر

w

شیعه و ادعاي‌ تحريف قرآن

w

داستان تهمت به حضرت عايشه

w

ازدواج تاريخي

w

شیعه وسنت نبوی

w

ارواح انبياء و اولياء پس از وفات كجا هستند

w

۲0مهارت که تو را در نزد مردم محبوب می کند

w

زنی که هميشه با آيات قرآن کريم سخن می گفت

w

اسلام همچنان تا دوازده خليفه كه همه از قريش اند، عزيز است

w

خداوند در قرآن کريم اصحاب را ستوده است

w

چگونه بايد اين چرنديات را شنيد و تحمل كرد؟

w

چرا شيعه سياه مي ‌پوشد؟

w

گذري كوتاه بر زندگي شيخ محمد ضيايي رحمه الله

w

آيا غير از قرآن کتاب هاي ديگري بر پيامبر نازل شده است؟

w

تحريف تاريخ

w

سخنان ائمه

w

اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامي مشكل بزرگي است

w

بدعتي که در زمان شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ موسوم‌ شد

w

سخن چيني چرا

w

اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم

w

سخنراني شهيد ضيايي

w

وجوه اعجاز قرآن

w

بعضى از وسائل شرك

w

بسوى افق

w

به كسى غير از رسول الله (ص) اقتداء و تأسى نمىكنيم

w

رابطه علم و ايمان

w

توصيه هايي قرآن كريم در باره والدين

w

پيدايش وخلقت موجودات در قرآن

w

گذری بر زندگی خواجه نظام الملک طوسی

w

ابن لبان دمشقى

w

امام نووي وكتاب رياض الصالحين

w

محمدصلى الله عليه وسلم الگويي بي نظير در شكيبايي

w

قبل از توبه، بعد از توبه

w

اهانت دجالان به علي بن ابي طالب -رضي الله عنه

w

سوره اخلاص

w

کمی بیندیشید (عکس هایی از عزاداری ...

w

شرايط فهم و استفاده از قرآن مجيد

w

کلاغ دانا ترين پرندگان است

w

سخاوت وبخشندگی

w

قرآن راجع به علمانيگری چه می گويد؟

w

زن وشوهر لباس همديگرند

w

مقايسه دو فرهنگ قرآنى

w

نصيحتهاي رمضاني

w

بوستان نيايش

w

مفاهيم ومعيارهاي قرآن کريم

 

w

به تاثير قرآن در ادب پارسی

w

قضا و قدر: بوته ي آزمایش ایمان

w

حسن ظن به ديگران

w

فايده براي كسي كه از نگاهش محافظت كند

w

تنوع وتکثر از ديدگاه اسلام

w

حيوانات از بخش جلو مغز خود هدايت می شوند

w

در حاشيه يك تقريظ

w

کلاغ و خاکسپاری مرده

w

مراحل خلقت جنين

w

بلدرچين

w

سلام ومساوات

w

خلقت شـتـر

w

معرفی تیجانی

w

راهي ديگر براي کشف حقيقت

w

اهانت دجالان به حسن بن علي -رضي الله عنهما

w

حیوانات - حشرات و پرندگان

w

راويان احاديث و روايات شيعه

w

زنـبـور عـسـل

w

حضرت عمر رضی الله تعالی عنه

w

سخنرانی صوتی علمای اهل سنت شيخ پردل شيخ اميني و...

w

عائشة صديقه رضي الله عنها و دايه هايي مهربانتر از مادر

w

متن کامل قران کريم

w

چند همسری در اسلام؛ قساوت يا عدالت؟

w

قران کريم

w

طرح و برنامه هاي شياطين پيدا وپنهان در جهت انحراف اهل ایمان ايمان

w

صفحة الشيخ سعد الغامدي

w

خليل الله از درون آتش نمرود تا چشمه زمزم

w

اسماء الله الحسنی

w

حدیث حوض و طعن شیعه به صحابه

w

اعترافات يک قبر پرست

w

استدلال نادرست شیعه به ایه سوره تحریم و طعن به عایشه وحفصه رض

w

وجوب ستره در نماز

w

دشنام به اصحاب

w

حکم شرعی دربارۀ تارک نماز چیست؟

w

از تولد تا ازدواج پیامبر

w

چرا عرض اندام زن ممنوع است؟

w

نقش حضرت محمد (ص) درافسانه غدير خم

w

گوشت خوک

w

مسؤل تر ويج اين خرافات کيست؟

w

 

w

خلافت وامامت ازدیدگاه اهل سنت

w

 

w

 

w

 

w

 

w

 

w

 

w

 

w

 

ahlesonnateslami@gmail.com

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 17:1 |

آخرين مقالات منتشر شده

w

شهادت زهرا: بزرگترين دروغ تاريخ

w

شجاعت علما در اظهار حق

w

سخني با مردم در مورد زيارت قبور

w

 حضرت عمر رضی الله تعالی عنه

w

سوال از شيعه جواب از سني

w

شخصيت باعظمت پاره ي

 تن رسول الله حضرت فاطمه

 رضي الله عنها

w

عکس هايي ازتقويم ايران درموردشهادت حضرت زهرا

w

دو يار غار

w

 حديث صحيح (من كنت مولاه فعلى مولاه)دليلي بر امامت حضرت علي نيست

w

تابعي بزرگوار سالم

بن عبدالله بن عمر رحمه الله

w

ثواب زيارت در عيد غدير و اوقات ديگر و زيارت حضرت معصومه

w

 امام نووي وكتاب رياض الصالحين

w

 توسل و شبهات پيرامون آن

w

 قرآن و گياهان به عدالت صحابه

 گواهي مي‌ دهند

w

توسعه تعلم احاديث پيامبر(ص) توسط عمر بن خطاب

w

اثبات سنت رسول الله

يا سنت نبوي

w

تعيين خليفه

w

احاديث ساختگي و شناخت آنها

w

تحليل حديث غدير

w

اختلاف‌ نظر در ميان‌ اصحاب

w

تحقيقي پيرامون حديث قرطاس

w

((سنت)) در زمان خلافت فاروقي

w

تاخير تدوين حديث و فرصت جعل حديث

w

ادعاي‌ تحريف قرآن‌ توسط شیعه

w

بهائيت

w

ارواح انبياء و اولياء پس از وفات

كجا هستند؟

w

بازگشت‌ براي‌ گرفتن‌ انتقام‌

w

ازدواج تاريخي

w

آيه تطهير

w

وقوع اولين شرک بر روي زمين

w

آيا ميان حضرت علي و معاويه دشمني و خصومتي وجود داشته است؟

w

ويزگيهاي قران

w

  اولين كسي كه به فكر نوشتن تمام احاديث افتاد

w

نگرش مبنايي قرآن به توحيد

w

اهل سنت و نواصب

w

نقش دين در عصر تکنولوژي

w

اهل‌ سنت‌ و اهل‌ بيت‌

w

مفاهيم ومعيارهاي قرآن کريم

w

اهل‌ تشيع‌ و صحابه‌

w

مذمت دروغ

w

اهل بيت

w

قضا و قدر

w

انگيزه هاي جعل حديث

w

قرآن ومداواي امراض انساني

w

انبياء يگانه راه شناخت خداوندي

w

فضل جهاد

w

اميرالمؤمنين عمر بن الخطاب (رضي الله عنه(

w

فضائل دهه ذي الحجه

w

امامت از ديدگاه اهل سنت

w

زن از ديدگاه قرآن

w

  افراط‌ و تفريط‌ شيعيان در مورد اهل‌ بيت‌

w

طهارت

w

افترائات تشيع بر صحابه

w

قبل از توبه، بعد از توبه

w

اعتقاد اهل سنت در مورد عصمت

w

شرايط فهم و استفاده از قرآن مجيد

w

خالدبن وليد شمشير برهنه خدا

w

سخاوت وبخشندگي

w

درد دلي با دوست داران سنت

w

دعاي تلقين

w

دفاع از صحيحين دفاع از اسلام

w

حقيقت عيسي عليه السلام

w

روايت حديث بالمعني

w

حقوق زوجين از ديدگاه قرآن وسنت

w

زيارت‌ قبور ائمه

w

چرا عرض اندام زن ممنوع است؟

w

سنت نبوي منبع دوم تشريع

w

تعددزوجات

w

شبهات تاريخى - ازدواج پيامبر با زينب بنت جحش

w

توبه از گناهان کبيره

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:58 |

چگونگي نماز خواندن

هنگامي که خواستي نماز بخواني بايد رو به قبله بايستي و بگويي: الله اکبر؛ امام اين عبارت و تکبيرهاي ديگر را با صداي بلند مي‌گويد تا کساني که پشت سر او هستند صداي او را بشنوند. افراد ديگر به آرامي آن را مي‌گويند. در ابتداي تکبير گفتن دو دستش‌ را در حاليکه انگشتهاي آن کشيده هستند تا سر شانه‌هايش بلند مي‌کند. مأموم پس از تکبير امام، تکبير مي‌گويد.

-- تکبير کامل [و صحيح] آن است که فرد در هنگام گفتن آن ايستاده باشد و فقط کساني مي‌توانند خميده يا نشسته تکبير بگويند که قادر به ايستادن نباشند.

*    همچنين بايد در جلوي خود چيزي را به عنوان حايل(ستره) قرار بدهد و به آن نزديك شود. حايل(ستره) امام براي مأموم کافي است.

*    واجب نيست که نيّت را به صورت آشکار بگويد بلکه نيّت بايد در قلب اراده شود. در هنگام تکبير گفتن نبايد دستها را بيش از ارتفاع شانه‌ها يا کمتر از آن بلند کرد. نگا: شکل 1

*   در ركن و واجب قولي به اندازه‌اي كه صداي خود بشنود بايد بلند بخواند، حتى در نماز جهريه آنكه ديگري صداي او را بشنود، و كم‌ترين صدا اينكه خود آنرا بشنود.

*   رو كردن به اطراف خود و التفات، و بلند كردن چشم به آسمان، و بستن چشم، و ايستادن بطور دست بسته و دست به كمر، يا دست به پهلو همه مكروه است.

*   ايستادن با يك پا بدون ضرورت، يا چسباندن دو پا به هم، يا باز كردن آن بطور زياد مكروه است

آنگاه با دست راست مچ يا ابتداي استخوان ساعد [از طرف مچ] را مي‌گيرد و آنها را زير سينه‌اش قرار مي‌دهد، و به سجده گاه خود نگاه مي‌کند. سپس با دعاهاي وارده از سنت نماز را شروع مي‌کند، سپس به آرامي [أعوذ بالله من الشيطان الرجيم] و پس از آن [بسم الله الرحمن الرحيم] را مي‌گويد. سپس سورة حمد [فاتحه الکتاب] را مي‌خواند. اگر نماز جهريه باشد مستحب است مأموم سورة فاتحه را در زمان سکوت امام بخواند. سپس هر مقداري از قرآن را که مي‌تواند بخواند. امام حمد و سورة نماز صبح و دو رکعت اول نماز مغرب و عشاء را با صداي بلند مي‌خواند. در موارد ديگر [يعني امام در رکعت سوم نماز مغرب و رکعت سوم و چهارم نماز عشاء همة رکعت‌هاي نماز ظهر و عصر و مأموم در همة نمازها] حمد و سوره را به آرامي مي‌خواند.

تکرار کردن فاتحه در يک رکعت و اكتفا کردن به آن (بدون خواندن آيه‌اى از قرآن) در دو رکعت اول نماز مکروه است.

*   خواندن سورة حمد و سورة ديگر در نمازهاي جهريه بر مأموم واجب نيست. خواندن حمد و سوره توسط امام براي مأموم کافي است.

*   تکرار کردن يک سوره در دو رکعت و خواندن چند آيه از يک سوره در يک رکعت و بقيه آن در رکعت ديگر و خواندن بيش از يک سوره در يک رکعت حتي در نمازهاي فرض مکروه نيست.

مستحب است نمازگزار قرآن را به همان ترتيبي که در مصحف آمده است بخواند. برعکس و وارونه خواندن سوره‌ها و کلمات قرآن حرام است، و بر عكس خواندن سوره‌ها يعني از آخر قرآن به اول (سوره ناس سپس سورة فلق ...) مكروه است.

سپس تکبير مي‌گويد و دو دستش را بلند مي‌کند و رکوع مي‌کند يعني دستهايش را روي زانوهايش مي‌گذارد گوئي آنها را گرفته است. انگشتان دست را از هم باز و پشتش را دراز مي‌کند و سرش را در راستاي آن قرار مي‌دهد سپس مي‌گويد: «سبحان ربي العظيم» يک بار گفتن اين لفظ واجب است. اما مکروه است که آن را فقط يک بار بگويد: بلکه حداقل کامل بودن آن به سه بار گفتن آن است.

گفتن تکبير و «سمع الله لمن حمده» بايد در هنگام انتقال [از حالت ايستاده به رکوع] باشد و نبايد قبل يا بعد از انجام فعل آنها را گفت.

*   حداقل رکوع آن است که با کف دو دست زانوهايش را لمس کند. نمازگزار نبايد در رکوع بيش از حد خم شود. نگا: شکل 2

*   با انجام اين رکن مي‌توان رکعت را کامل کرد. مأموم بايد قبل از آنکه امام سر از رکوع بردارد، لحظه‌اي همزمان با او در حالت رکوع بوده باشد تا اين رکعت کامل به شمار آيد. اگر مأموم در حاليکه امام سر از رکوع برداشته است وارد رکوع شد، مستحب است که با او وارد شود و از او پيروي کند. اما اين رکعت به حساب نمىآورد.

خواندن قرآن در رکوع و سجده مکروه است. مگر آنکه به قصد دعا باشد مانند: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً ...﴾ .

سپس سرش را بلند مي‌کند و مي‌گويد: سمع الله لمن حمده و دستهايش مانند حالت تکبير الإحرام بلند مي‌کند زماني که کاملاً ايستاد مي‌گويد: ربنا ولک الحمد حمداً کثيراً طيباً مبارکاً فيه ملء السموات وملء الأرض وملء ما شئت من شيء بعد... .

بعد از رکوع [درحالت اعتدال] نمازگزار مي‌تواند دستهايش را آزاد و پايين نگاه دارد يا اينکه [مانند حالت خواندن سورة حمد] دست راست را روي چپ بگذارد.

*   عبارتهايي که پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- پس از سمع الله لمن حمده مي ‌فرمودند که صحت آنها به ثبوت رسيده است به شرح زير است:

1) ربنا ولک الحمد. 

2) ربنا لک الحمد.

3) اللهم ربنا ولک الحمد.

4) اللهم ربنا لک الحمد. مستحب است که در هر نماز عبارتهاي مختلفي خواند.

دست‌ها را بعد از رفع ركوع مانند دعا خواندن بلند نمي‌کند، چون چيزي در اين باره وارد نشده است

سپس تکبير گويان به سجده مي‌افتد. بازوانش را از پهلوهايش و شکم را از زانوهايش دور مي‌کند و دستهايش را در راستاي شانه‌اش [روي زمين] مي‌گذارد و پنجهء پا را روي زمين مي‌گذارد به گونه‌اي که جهت انگشتان دست و پا به سوي قبله باشد سپس سه بار مي‌گويد: سبحان ربي الأعلي نمازگزار مي‌تواند در سجده دعاهاي مأثور بخواند.

مکروه است که نمازگزار ساعد را روي زمين بگذارد (همانند خوابيدن درندگان). نگا: شكل 6

*   از هم باز کردن پاها و دست‌ها به شرطي که براي نمازگزار کنار خود مزاحمت ايجاد نکند مستحب است. اگر سجده طولاني شد مي‌تواند آرنج‌ها را به زانو‌ها تکيه بدهد.

در هنگام سجده کردن واجب است هفت عضو روي زمين باشند. کف پاها، دو زانو، کف دو دست، پيشاني و بيني. در غير اين صورت سجده صحيح نيست.

سپس در حاليکه سرش را بلند مي‌کند تکبير مي‌گويد و مي‌نشيند. نشستن بين دو سجده دو حالت دارد که هر دو صحيح است: 1) پشت پاي چپ را روي زمين بگذارد و روي آن بنشيند، پاي راست را عمود قرار داده و انگشتان آن را به سوي قبله خم نمايد. 2) دو پا را عمود قرار داده و انگشتان پا را به سوي قبله خم نمايد و بر روي دو پاشته بنشيند.

در اينحالت سه بار مي‌گويد: رب اغفرلي، مي‌تواند اين عبارت را نيز به آن اضافه کند: «وارحمني واجبرني وارفعني وارزقني وانصرني واهدني وعافني واعف عني. سپس دوباره همانند سجدة اول، سجده مي‌کند. آنگاه تکبير گويان سرش را برمي‌دارد و روي کف پا مي‌ايستد و رکعت دوم را نيز همانند اين رکعت مي‌خواند.

مستحب است در هنگام خواندن تشهد به انگشت سبابه دست راست نگاه کند.

*   مستحب است که انگشت سبابه [دست راست] را بلند و کمي آن را کج نمايد.

مستحب است که در تشهد پس از اتمام تحيات بلند شود و بيشتر از آن ننشيند.

سپس در تشهد آخر مي‌نشيند. نشستن در تشهد اخير چند شکل دارد که همه آنها صحيح هستند: 1) پاي چپ را روي زمين مي‌گذارد و روي آن مي‌نشيند و آنرا از زير ساق راست در مي‌آورد و پاي راست را عمود و نشيمنگاه را روي زمين قرار مي‌دهد. 2) پاي چپ را روي زمين قرار داده و روي آن مي‌نشيند.آن را از طرف راست از زير ساق پاي راست خارج مي‌کند و نشيمنگاه را روي زمين مي‌گذارد.

3) پاي چپ را روي زمين قرار داده و روي آن مي‌نشيند و آن را از طرف راست از بين ساق و زانوي پاي راست خارج مي‌کند و نشيمنگاه را روي زمين مي‌گذارد. فقط در تشهد اخير که داراي دو تشهد است چنين مي‌نشيند. سپس تشهد اول را مي‌خواند پس از آن مي‌گويد: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد ... .

مستحب است که پس از تشهد دوم مقداري از دعاهاي مأثور را بخواند: «أعوذ بالله من عذاب النار، وعذاب القبر وفتنة المحيا والممات، وفتنة المسيح الدّجال، ... اللهم أني ظلمت نفسي ظلماً كثيراً ولا يغفر الذنوب إلاَّ أنت فاغفر لي مغفرة من عندك وارحمني إنك أنت الغفور الرحيم».

در هنگام نشستن جز در موارد ضروري تکيه دادن بر روي دست مکروه است

سپس دوبار سلام مي‌کند. يعني رو به طرف راست مي‌کند و مي‌گويد: «السلام عليكم ورحمة الله» در طرف راست نيز اين کار را مي‌کند. زماني که سلام داد، در حاليکه هنوز نشسته است شروع به خواندن دعاهاي وارده مي‌کند.

مستحب است که در هنگام سلام دادن به دو طرف رو کند و طرف راست را بر طرف چپ مقدم دارد. تقديم طرف چپ بر طرف راست مکروه است.

حرکت دادن دست به طرف راست و چپ يا بلند کردن آنها و قرار دادن دوبارة آنها در هنگام سلام دادن مکروه است

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:52 |

وتر

 

حکم و فضیلت وتر:

نماز وتر سنتی مؤکده است که پیامبرr بر خواندن آن تشویق و ترغیب کرده است :

از ابوهریره روایت است که پیامبرr فرمود : (إن الله وتر، یحب الوتر)[1] «خداوند وتر (تنها) است و وتر را دوست دارد».(*)

از علی روایت است : خواندن نماز وتر همانند نمازهای فرض، الزامی نیست، ولیکن پیامبرr نماز وتر خوانده و فرموده : (یا أهل القرآن أوتروا فإن الله وتر یحب الوتر)[2] «ای اهل قرآن! (نماز) وتر بخوانید؛ چراکه خداوند وتر (تنها) است و وتر را دوست دارد».

 

وقت وتر:

خواندن نماز وتر بعد از نماز عشاء تا طلوع فجر جایز است ولی خواندن آن در یک سوم آخر شب اجر بیشتری دارد، از عایشه روایت است : (من کل اللیل قد أوتر رسول اللهr، من أول اللیل و أوسطه و آخره، فانتهی وتره إلی السحر)[3] «پیامبرr در تمام شب وتر را خوانده است، در اول، وسط، و در آخر شب و وتراو به سحر منتهی می‌شد».

برای کسی که بیم دارد آخر شب بیدار نشود مستحب است که وترش را اول شب بخواند همچنانکه برای کسی که گمان می‌کند آخر شب بیدار می‌شود، تأخیر آن سنت است :

از ابوقتاده روایت است که پیامبرr به ابوبکر فرمود : (متی توتر) «کی وتر می‌خوانی؟» گفت : می‌خوابم (بعد بلند می‌شوم) و وتر می‌خوانم، پیامبرr به ابوبکر فرمود : (أخذت بالحزم أو بالوثیقة)[4] «محکم کاری و احتیاط کردی» و به عمر فرمود : (أخذت بالقوة) «کارت همراه با قدرت و نیرو بود».

از عایشه روایت است : (کان النبیr یصلی و أنا راقدة معترضة علی فراشه، فإذا أراد أن یوتر أیقظنی فأوترت)[5] «پیامبرr نماز می‌خواند در حالیکه من روی بسترش خوابیده بودم، وقتی می‌خواست نماز وتر بخواند مرا بیدار می‌کرد ومن هم نماز وتر را می‌خواندم».

 

تعداد رکعات وتر و چگونگی آن:

کمترین حد نماز وتر یک رکعت است. از ابن عمر روایت است که پیامبرr فرمود : (صلاة اللیل مثنی مثنی، فإذا خشی أحدکم الصبح صلی رکعة واحدة توتر له ما قد صلی)[6] «نماز شب دو رکعت دو رکعت است، پس هر گاه یکی از شما بیم آن را داشت که وقت نماز صبح فرا برسد یک رکعت نماز بخواند و با آن نمازهای قبلی‌اش را وتر کند».

جایز است نماز وتر، سه یا پنج یا هفت یا نه رکعت خوانده شود :

از عایشه روایت است : (ما کان رسول اللهr یزید فی رمضان ولا فی غیره علی إحدی عشرة رکعة، یصلی أربعا فلاتسأل عن حسنهن و طولهن، ثم یصلی أربعا فلاتسأل عن حسنهن و طولهن، ثم یصلی ثلاثا)[7] «پیامبرr چه در رمضان و چه در غیر رمضان از یازده رکعت بیشتر نمی‌خواند چهار رکعت می‌خواند که از خوبی و طولانی بودن آن سؤال نکن، سپس چهار رکعت می‌خواند که از خوبی و طولانی بودن آن سؤال نکن. سپس سه رکعت می‌خواند».

از عایشه روایت است : (کان رسول اللهr یصلی من اللیل ثلاث عشرة رکعة، یوتر من ذلک بخمس لایجلس فی شی إلا فی آخرها)[8] «پیامبرr، در شب سیزده رکعت نماز می‌خواند، پنج رکعت آخر را با یک سلام وتر می‌خواند. تنها در رکعت آخر آن (برای تشهد) می‌نشست».

از عایشه روایت است : (کنا نعد له - r سواکه و طهوره، فیبعثه الله ما شاء أن یبعثه من اللیل فیتسوک و یتوضا، و یصلی تسع رکعات لایجلس فیها إلا فی الثامنة، فیذکر الله و یحمده و یدعوه، ثم ینهض ولایسلم، ثم یقوم فیصلی التاسعة، ثم یقعد فیذکر الله و یحمده و یدعوه، ثم یسلم تسلیما یسمعنا، ثم یصلی رکعتین بعدما یسلم و هو قاعد، تلک إحدی عشرة رکعة یا بنی، فلما أسن نبی اللهr و أخذ اللحم أوتر بسبع، و صنع فی الرکعتین مثل صنیعه الأول، فتلک تسع یا بنی)[9] «ما سواک و آب وضوی پیامبرr را آماده می‌کردیم، پس خداوند شب هنگام هر وقت که می‌خواست او را بیدار می‌کرد، سواک می‌زد و وضو می‌گرفت و نه رکعت نماز می‌خواند، که در هیچکدام از آنها نمی‌نشست مگر در رکعت هشتم، به ذکر و ستایش خدا می‌پرداخت و دعا می‌کرد. سپس بدون آنکه سلام بدهد بلند می‌شد و رکعت نهم را می‌خواند. سپس می‌نشست و به ذکر و ستایش خدا می‌پرداخت و دعا می‌کرد، و طوری سلام می‌داد که ما را می‌شنواند. سپس به حالت نشسته دو رکعت نماز می‌خواند. فرزندم! این یازده رکعت، وقتی پیامبرr مسن شد و بدنش سنگین گردید وتر را هفت رکعت خواند و دو رکعت را مانند حالت قبل نشسته می‌خواند. فرزندم! این نُه رکعت شد».

در صورتی که سه رکعت وتر را خواند سوره‌های مذکور در حدیث زیر خوانده شود:

از ابن عباس روایت است : (کان رسول اللهr یقرأ فی الوتر سبٌٌٍٍٍَح اسم ربک الأعلی، و قل یا أیها الکافرون، و قل هو الله أحد فی رکعة رکعة)[10] «پیامبرr در نماز وتر در هر رکعت یکی از سوره‌های (سبح اسم ربک الأعلی) و (قل یا أیها الکافرون) و (قل هو الله أحد) را می‌خواند».

 

قنوت در وتر:

از حسن بن علی روایت است : پیامبرr کلماتی را به من یاد داد که آنها را در وتر بخوانم : (اللهم اهدنی فیمن هدیت، و عافنی فیمن عافیت، و تولنی فیمن تولیت، و بارک لی فیما أعطیت، وقنی شرما قضیت، فإنک تقضی و لایقضی علیک، و إنه لایذل من والیت، تبارکت ربنا و تعالیت)[11] «خداوندا مرا جزء کسانی قرار بده که آنها را هدایت کرده‌ای، و مرا جزء کسانی قرار بده که آنان را عافیت داده‌ای، و مرا جزء آنانی قرار ده که دوست خود قرار داده‌ای، و در آنچه که به من عطا کرده‌ای برکت ده، و از شر آنچه که مقدر کرده‌ای مرا محفوظ بدار، چون تو قضاوت می‌کنی و بر تو حکم کرده نمی‌شود، و کسی را که تو دوست بداری خوار نمی‌گردد. خداوندا! دارای برکات بسیار و در ذات و صفاتت بلند مرتبه هستی».

سنت است که این قنوت قبل از رکوع خوانده شود؛ به دلیل حدیث ابی ابن کعب : (أن رسول اللهr قنت فی الوتر قبل الرکوع)[12] «پیامبرr در نماز وتر، قنوت را قبل از رکوع خواند» و خواندن قنوت در نمازهای فرض مشروع نیست مگر در هنگام مصیبت که در این صورت خواندن آن مخصوص به نماز خاصی نمی‌شود و باید بعد از رکوع خوانده شود. از ابوهریرهt روایت است : (أن رسول اللهr کان إذا أراد أن یدعو علی أحد أو یدعو لأحد قنت بعد الرکوع)[13] «پیامبرr وقتی که می‌خواست علیه کسی و یا برای کسی دعا کند، بعد از رکوع قنوت می‌خواند».

اما خواندن همیشگی قنوت در نماز صبح بدعت است، همانگونه که اصحاب پیامبرr به آن تصریح کرده‌اند :

از ابومالک اشجعی (سعد بن طارق) روایت است : (قلت لأبی : یا أبت إنک قد صلیت خلف رسول اللهr و أبی بکر وعمر و عثمان و علی هاهنا بالکوفة، نحوا من خمس سنین. فکانوا یقنتون فی الفجر؟ فقال : أی بنی محدث) «به پدرم گفتم : ای پدر! تو پشت سر پیامبرr ابوبکر، عمر، عثمان و همچنین پشت سر علی همین جا در کوفه نزدیک پنج سال نماز خواندی آیا آنان در نماز صبح قنوت می‌خواندند؟ (پدرم) جواب داد : ای پسرم! (این کار) بدعت است».

محال است که پیامبرr عملی را تا پایان عمر (مبارکش) هر صبح بعد از رکوع انجام داده و با صدای بلند بگوید : (اللهم اهدنی فیمن هدیت وتولنی فیمن تولیت) و همواره اصحابش پشت سر او آمین بگویند ولی این امر برای امت معلوم نشود تا جایی که نه تنها اکثر امتش بلکه جمهور اصحاب و یا تمام آنها، آنرا ضایع کرده باشند بطوریکه بعضی از آنها بگویند آن بدعت است، همانطور که سعد بن طارق اشجعی گفته است.[14]


 


[1]) متفق علیه : خ (6410/214/11)، م (2677/2062/4).

(*) خداوند وتر است یعنی در ذاتش تنها است و غیر قابل تجزیه و تقسیم است و در صفاتش تنها است و هیچ و مانندی برای او نیست و در افعالش تنهاست و هیچ شریک و یاری دهنده‌ای ندارد. (النهایه – ابن الأثیر «مترجم».

[2]) صحیح : [ص. جه 959]، جه (1169/370/1)، ت (452/282/1)، نس (228 و 229/3) فی حدیثین. د (1403/291/1)، ابوداودتنها قسمت مرفوع حدیث را روایت کرده است.

[3]) متفق علیه : م (745/512/1)، این لفظ مسلم است، خ (996/486/2)، بخاری این حدیث را بصورت مختصر روایت کرده است، نس، (230/3)، د (1422/312/4)، ت (456/284/1)، ترمذی و ابوداود چیزی را در آخر این حدیث اضافه روایت کرده‌اند.

[4]) حسن صحیح : [ص. جه 988]، خز (1084/145/2)، د (1421/311/4)، جه (1202/379/1).

[5]) متفق علیه : خ (997/487/2)، م (744/511/1).

[6]) متفق علیه : خ (990/477/2)، م (749/516/1)، نس (227/3)، ت (435/273/1) بنحوه و فیه زیاده

[7]) متفق علیه : خ (1147/33/3)، م (738/509/1)، د (327/218/4)، ت (437/274/1).

[8]) صحیح : [مختصر م 382]ّ م (737/508/1)، د (1324/216/4)، ت (457/285/1)، ترمذی چیزی را در آخر حدیث اضافه روایت کرده است.

[9]) صحیح : [ص، نس 1510]، م (746/512/1)، د (1328/219/4)، نس (199/3).

[10]) صحیح : [ص، نس 1607]، ت (461/288/1)، نس (236/3) نسائی چیزی را در اول حدیث اضافه کرده است.

[11]) صحیح : [ص. نس 1647]، د (1412/300/4)، ت (463/289/1)، جه (1178/372/1)، نس (248/3).

[12]) صحیح : [ص. ج 1266]، د (1414/352/4).

[13]) صحیح : [ص. ج 4655]، خ (4560/226/8).

[14]) صحیح : [الإرواء 435]، أ (3/472 و 6/394)، جه (1241/393/1).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:52 |

نماز كسوف (خورشید کرفتگی و ماه گرفتگی)

 

وقتی ماه یا خورشید گرفتگی شد مستحب است کسی بانگ دهد و بگوید : (الصلاة جامعة) «نماز برپاست».

از عبدالله بن عمر روایت است : (لما کسفت الشمس علی عهد رسول اللهr نودی : إن الصلاة جامعة)[1] «وقتی خورشید گرفتگی در زمان پیامبرr روی دادندا داده شد که : إن الصلاة جامعة».

هنگامیکه مردم در مسجد جمع شدند، امام باید دو رکعت را به صورتی که در این حدیث آمده بخواند :

از عایشه روایت است : (خسفت الشمس فی حیاة النبیr، فخرج إلی المسجد فصل الناس وراءه فکبر، فاقترأرسولr قراءة طویلة، ثم کبر، فرکع رکوعا طویلا، ثم قال : سمع الله لمن حمده، فقام و لم یسجد، و قرأ قراءة طویلة، هی أدنی من القراءة الأولی، ثم کبر و رکع رکوعا طویلا، و هو أدنی من الرکوع الأول، ثم قال سمع الله لمن حمده، ربنا و لک الحمد ثم سجد، ثم قال فی الرکعة الآخرة مثل ذلک، فاستکمل أربع رکعات فی أربع سجدات وانجلت الشمس قبل أن ینصرف)[2] «در زمان پیامبرr خورشیدگرفتگی روی داد، و پیامبرr به مسجد رفت، و مردم پشت سر او صف بستند؛ سپس پیامبرr الله اکبر گفت و قرائتی طولانی خواند؛ سپس با گفتن الله أکبر به رکوع رفت و رکوع را طولانی نمود، سپس سمع الله لمن حمده گفت و ایستاد به سجده نرفت، بلکه قرائتی طولانی که از قرائت اول کوتاهتر بود، خواند؛ سپس الله أکبرگفت و رکوعی طولانی نمود که از رکوع اول کمتر بود سپس فرمود : سمع الله لمن حمده ربنا و لک الحمد، سپس به سجده رفت و رکعت دوم را مثل رکعت اول خواند، تا اینکه چهار رکوع را با چهار سجده(در دو رکعت) کامل کرد و قبل از آنکه سلام دهد خورشید، نمایان شد».

 

خواندن خطبه بعد از نماز کسوف :

سنت است امام بعد از خواندن نماز کسوف برای مردم خطبه بخواند و آنها را وعظ و ارشاد و تذکر دهد و آنها را به عمل صالح تشویق نماید : ازعایشه روایت است که پیامبرr روزی که خورشید گرفته شد نماز خواند ... سپس (عایشه) چگونگی نماز را ذکر کرد و گفت : بعد از آن (پیامبرr) سلام داد در حالی که خورشید نمایان شده بود؛ سپس برای مردم خطبه خواند و درباره خورشید و ماه گرفتگی فرمود : (إنهما آیتان من آیات الله، لایخسفان لموت أحد ولالحیاته، فإذا رأیتموهما فافرعوا إلی الصلاة)[3] «آن دو (خورشید و ماه) از آیات و نشانه‌های خداهستند و به خاطر مرگ و تولد هیچ کس گرفته نمی‌شوند؛ پس وقتی که (گرفتن) آنها را دیدید به خواندن نماز پناه آورید».

از اسماء روایت است : (لقد أمر النبیr بالعتاقة فی کسوف الشمس)[4] «پیامبرr هنگام خورشید گرفتگی به آزاد کردن برده دستور داد».

از ابوموسی روایت است : خورشید گرفته شد، پیامبرr به حالت ترس بلند شد، بیم آن داشت که قیامت برپا شود؛ پس به مسجد آمد و نمازی را با طولانی‌ترین قیام و رکوع و سجود خواند بطوریکه هیچوقت او را در چنین حالتی ندیده بودم و فرمود : (هذه الآیات التی یرسل الله لاتکون لموت أحد ولالحیاته ولکن یخوف الله بها عباده فإذا رأیتم شیئا من ذلک فافزعوا الی ذکره و دعائه و استغفاره)[5] «این نشانه‌هایی که خدابر بندگانش می‌فرستد به مناسبت مرگ با تولد هیچ کس روی نمی‌دهند بلکه خداوند با آنها برای بندگانش می‌فرستد به مناسب مرگ با تولد هیچ کس روی نمی‌دهند بلکه خداوند با آنها بندگان خود را می‌ترساند. پس هرگاه چیزی از آنها را مشاهده کردید به ذکر و دعا و استغفار متوسل شوید».

ظاهر این فرموده پیامبرr (فافزعوا – بشتابید) الخ وجوب را می‌رساند؛ بنابراین نماز کسوف فرض کفایی است همچنانکه ابوعرانه در صحیح‌اش (398/2) تحت عنوان «بیان وجوب صلاة الکسوف» ذکر کرده و سپس بعضی از احادیث صحیح در مورد امر به نماز کسوف را آورده است. قول به وجوب این نماز از ظاهر کلام ابن خزیمه در صحیحش (38/2) نیز فهمیده می‌شود که می‌گوید :

(باب الأمر بالصلاة عند کسوف الشمس و القمر) وی همچنین بعضی از احادیث را درباره امر به نماز کسوف آورده است.

حافظ (ابن حجر) در فتح الباری (527/2) می‌گوید :

جمهور علما معتقدند که نماز کسوف سنت موکده است ولی ابوعوانه در صحیح‌اش به وجوب آن تصریح کرده است و این نظریه را از کسی دیگر ندیده‌ام مگر آنچه که از مالک نقل شده که حکم آرا مانند حکم جمعه دانسته است و «زین بن منیر» وجوب آن را از ابوحنیفه نقل کرده است. همچنین بعضی از مصنفان حنفی مذهب گفته‌اند که نماز کسوف واجب است».[6]


[1]) متفق علیه : خ (1045/533/2)، م (910/627/2)، نس (136/3).

[2]) متفق علیه : خ (1046/533/2)، م (901 – 619/2)، د (1168/46/4)، نس (130/3).

[3]) متفق علیه : خ (1046/533/2)، م (901 – 619/2)، د (1168/46/4)، نس (130/3).

[4]) صحیح : [مختصر خ 118]، خ (1045/543/2).

[5]) متفق علیه : خ (1059/545/2)، م (912/628/2)، نس (2153/3).

[6]) تمام المنة (261)، با اندکی تغییر.

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:51 |

نماز سنت

فضیلت نماز سنت:

از ابوهریره روایت است که پیامبرr فرمود : (إن أول ما یحاسب به العبد یوم القیامة من عمله صلاته، فإن صلحت فقد أفلح و أنجح، و إن فسدت فقد خاب و خسر، فإن انتقص من فریضة شیئا قال الرب تبارک و تعالی : أنظروا هل لعبدی من تطوع، فیکمل بها ما انتقص من الفریضة ثم یکون سائر عمله علی ذلک)[1] «اولین چیزی که در روز قیامت انسان از آن محاسبه می‌شود، نماز است، اگر نمازش صحیح باشد، رستگار شده و نجات می‌یابد و اگر خراب و ناقص باشد، زیانکار و خسارتمند می‌شود، و اگر در فرائض نقصی باشد خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید : ببینید آیا بنده‌ام نماز سنت دارد تا با آن کاستی‌های نمازهای فرضش کامل شود؛ سپس سایر اعمالش نیز به همین ترتیب مورد محاسبه قرار می‌گیرد».

 

مستحب بودن خواندن نمازهای سنت در خانه:

از جابر روایت است که پیامبرr فرمود : (إذا قضی أحدکم الصلاة فی مسجده فلیجعل لبیته نصیبا من صلاته، فإن الله جاعل فی بیته من صلاته نورا)[2] «هرگاه کسی از شما نماز (فرض) را در مسجد خواند قسمتی از نمازها را برای خانه بگذارد؛ چون خداوند به واسطه نماز نوری را در خانه‌اش قرار می‌دهد».

از زید بن ثابت روایت است که پیامبرr فرمود : (علیکم بالصلاة فی بیوتکم، فإن خیر صلاة المرء فی بیته إلا الصلاة المکتوبة)[3] «در خانه‌هایتان نماز بخوانید؛ چون بهترین نماز شخص، نماز در خانه‌اش است غیر از نمازهای فرض (که باید در مسجد خوانده شوند)».

 

انواع نماز سنت:

نماز سنت دو نوع است : مطلق و مقید

سنت مقید به سنتهای رواتب قبل و بعد از نماز (فرض) گفته می‌شود و بر دو نوع می‌باشد : سنت مؤکده و غیرمؤکده.

سنت مؤکده ده رکعت است:

از ابن عمر روایت است : (حفظت عن النبیr عشر رکعات : رکعتین قبل الظهر و رکعتین بعدها، و رکعتین بعدالمغرب، و رکعتین بعد العشاء، و رکعتین قبل صلاة الصبح، و کانت ساعة لایدخل علی النبیr فیها. فحدثتنی حفصة أنه کان إذا أذن المؤذن و طلع الفجر صلی رکعتین)[4] «از پیامبرr ده رکعت را به خاطر سپردم، دو رکعت قبل از ظهر، دو رکعت بعد از آن، دو رکعت بعد از مغرب، دو رکعت بعد از عشاء، دو رکعت قبل از نماز صبح، و آن وقتی بود که کسی بر پیامبرr وارد نمی‌شد، حفصه به من خبر داد که وقتی مؤذن اذان می‌گفت و فجر طلوع می‌کرد، پیامبرr دو رکعت نماز می‌خواند».

از عایشه(رض) روایت است : (أن النبیr کان لایدع أربعا قبل الظهر، و رکعتین قبل الغداة)[5] «پیامبرr چهار رکعت (سنت) قبل از ظهر و دو رکعت(سنت) قبل از نماز صبح را ترک نمی‌کرد».

سنتهای غیرمؤکده عبارتند از : دو رکعت قبل از نمازهای عصر، مغرب و عشاء :

از عبدالله بن مغفل روایت است که پیامبرr فرمود : (بین کل أذانین صلاة، بین کل أذانین صلاة، ثم قال فی الثالثة لمن شاء)[6] «بین هر اذان و اقامه نماز است، بین هر اذان و اقامه نماز است و در سومین بار فرمود: برای کسی که بخواهد».

مواظبت کردن بر چهار رکعت قبل از نماز عصر مستحب است:

از علی روایت است : (کان النبیr یصلی قبل العصر أربع رکعات یفصل بینهن بالتسلیم علی الملائکه المقربین و من تبعهم من المسلمین و المؤمنین)[7] «پیامبرr قبل از نماز عصر چهار رکعت نماز می‌خواند و بین هر (دو رکعت) با درود بر ملائکه مقربین و مسلمین و مؤمنین و پیروان آنان، فاصله می‌انداخت».

از ابن عمر روایت است که پیامبرr فرمود : (رحم الله امرا صلی قبل العصر أربعا)[8] «رحمت خدا بر کسی باد که قبل از عصر چهار رکعت (نماز سنت) می‌خواند».

روایاتی که درباره قرائت پیامبرr در بعضی از این نمازها آمده است :

از عایشه روایت است : پیامبرr فرمود : (نعمت السورتان یقرأ بهما فی رکعتین قبل الفجر «قل هو الله أحد» و «قل یا أیها الکافرون»)[9] «چه نیکو است که دو سوره «قل هو الله أحد» و «قل یا أیها الکافرون» در دو رکعت قبل از نماز صبح خوانده شود».

از ابوهریره روایت است : (أن رسول اللهr قرأ فی رکعتی الفجر «قل یا أیها الکافرون» و «قل هو الله أحد»)[10] «پیامبرr در دو رکعت(سنت) صبح «قل یا أیها الکافرون» و «قل هو الله أحد» می‌خواند».

از ابن عباس روایت است : (أن رسول اللهr کان یقرأ فی رکعتی الفجر فی الأولی منهما قولوا آمنا بالله وما أنزل إلینا الآیة التی فی البقرة و فی الآخرة منهما : آمنا بالله و اشهد بأنا مسلمون)[11] «پیامبرr در رکعت اول نماز (سنت) صبح ) قُولُوا آمَنَّا بِاللهِ وَمَا أنزلَ إلَینَا ( را که در سوره بقره است، و در رکعت دوم آیه
) آمَنَّا بِاللهِ و اشهد بأنا مسلمون ( را می‌خواند».

از ابن مسعود روایت است : (ما أحصی ما سمعت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- یقرأ فی الرکعتین بعد المغرب و فی الرکعتین قبل الفجر بقل یا أیها الکافرون و قل هو الله أحد)[12]

«آنقدر شنیده‌ام که رسول الله -صلى الله عليه وسلم- در دو رکعت (سنت) بعد از نماز مغرب و دو رکعت قبل از نماز صبح سوره‌های «قل یا أیها الکافرون» و «قل هو الله أحد» را می‌خواند، که نمی‌توانم آن را بشمارم».


[1]) صحیح : [ص،نس 451 و 452)، ت (411/258/1)، نس (232/1).

[2]) صحیح : [مختصر م 375]، م (778/239/1).

[3]) متفق علیه : خ (6113/517/10)، م (781/539/1)، د (1434/321/4)، نس (198/3).

[4]) صحیح : [الإرواء 440]، خ (80 و 1181/8/3)، این لفظ بخاری است، ت (431/271/1) بنحوه.

[5]) صحیح : [. نس 1658]، خ (1182/58/3)، د (1240/134/4)، نس (251/3).

[6]) متفق علیه : خ (627/110/2)، م (838/573/1)، د (1269/162/4)، ت (185/120/1)، نس (28/2)، جه (1162/368/1).

[7]) حسن : [ص. ت 353]، ت (427/269/1).

[8]) حسن : [ص. ت 354]، ت (428/270/1)، د (1257/149/4).

[9]) صحیح : [ص. جه 944]، خز (1114/163/2)، أ (987/225/4)، جه (1150/363/1).

[10]) صحیح : [مختصر م 360]، م (726/502/1]، د (1243/135/4)، نس (156/2)، جه (1148/363/1).

[11]) صحیح : [ص. نس 905]، م (727/502/1)، نس (155/2)، د (1246/137/4).

[12]) حسن صحیح : [ص. ت 355]، ت (429/270/1).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:51 |

نماز بعد از وضو (سنت وضو)

 

از ابوهریره روایت است پیامبرr هنگام نماز صبح به بلال فرمود : (یا بلال أخبرنی بأرجی عمل عملته فی الإسلام، فإنی سمعت دف نعلیک بین یدی فی الجنة، قال ما عملت عملاً أرجی عندی أنی لم أتطهر طهورا فی ساعة من لیلٍ أو نهار إلا صلیت بذلک الطهور ما کتب لی أن أصلی)[1] «ای بلال به من بگو امیدوارکننده‌ترین عملی که در اسلام انجام دادی کدام است، زیرا من صدای کفشهایت را پیشاپیش خودم در بهشت شنیدم، بلال گفت : امیدوار کننده‌ترین کاری که انجام داده‌ام این بوده است که در طول شبانه روز هیچ وضویی نگرفتم، مگر اینکه آنچه برایم مقدر شده بود، نماز خواندم».

 

 


[1]) متفق علیه : خ (1149/34/3)، م (2458/1910/4).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:50 |

منهياتي که در مورد نماز آمده‌اند

خواندن نمازهاي نافله هنگام طلوع آفتاب و موقع زوال آفتاب (قرار گرفتن خورشيد دقيقاً در وسط آسمان) و نيز هنگام غروب آن درست نيست، چونکه آفتاب بين دو شاخ شيطان طلوع و غروب مي‌کند وقتي که کفار يعني ستاره‌پرستها آنرا مي‌ديدند براي آن به سجده مي‌افتادند و از نماز خواندن بعد از نماز صبح نهي شده تا اينکه آفتاب طلوع کند

و نيز نماز خواندن بعد از نماز عصر درست نيست تا آفتاب غروب نکند و اين نهي‌ها در موردنمازهاي نافله‌اي است که سبب خاصي ندارند ولي اگر نماز بخاطر سببي باشد مثل نماز تحيه المسجد (نمازي که هنگام وارد شدن به مسجد مي‌خوانند) در هر وقتي باشد اشکالي ندارد و نيز نهي شده از اينکه خانه‌ها را مثل قبرستان کرده به شکلي که در آن نماز نخواند و درست نيست که نماز واجبي را به نماز واجب ديگري وصل کرد بدون آنکه در ميان آنها حرفي خواه ذکر و دعا و يا غيره انجام داده باشيد.

بعد از اذان صبح جز خواندن دو رکعت سنّت فجر نماز ديگري جايز نيست. و در نماز جماعت پيشي گرفتن بر امام درست نيست و نهي شده از اينکه مرد به تنهايي در پشت صف جماعت نماز بخواند و همچنين نهي شده از اينکه در نماز به جاهاي ديگر بنگرد و يا چشمش را به سوي آسمان بلند کند و در رکوع و سجود نبايد قرآن خواند ولي اگر در سجده به يک دعاي قرآني دعا کرد مشکلي نيست. مرد نمي‌تواند در لباس يکسره‌اي که گردنش را نپوشاند نماز بخواند و نمي‌تواند در حالي که شانه‌هايش لخت است نماز بخواند و نماز خواندن در حالي که غذا حاضر است و شخص بدان تمايل دارد درست نيست و نماز در حالي که شخص در فشار ادرار يا مدفوع يا باد شکم قرار دارد درست نيست چونکه همه اينها نمازگزار را از خشوع مطلوب باز مي‌دارد و از نمازگذاردن در آرامگاه و حمام نهي شده است. و از نمازي که در حالت کنجکاوي و جستجو باشد نهي شده مثل کلاغ يا مثل روباه نبايد اين طرف و آن طرف را نگاه کرد و نبايد مثل حيوانات درنده بنشيند و نبايد مثل سگ دراز بکشد و نبايد مثل شتر به يک جا خو کند يعني اينکه به گوشه‌اي در مسجد عادت کند که بجز در آنجا نماز نخواند و از نماز خواندن در جاي خواب شتران نهي شده چونکه جاي خواب شتران از شياطين درست شده است. و پاک کردن زمين در ميان نماز درست نيست و اگر نياز بود فقط براي يک بار پاک کردن سنگريزه و امثال آن جايز است. و از پوشاندن دهان در نماز نهي شده است و درست نيست که نمازگزار در نماز صدايش را بلند کند چون مؤمنين ديگر را اذيت مي‌کند. و از اينکه تمام شب را بيدار بماند وقتي که دچار چرت مي‌شود نهي شده است بلکه بايستي بخوابد و سپس برخيزد و از شب‌زنده‌داري تمام شب خصوصاً اگر چند شب پشت سر هم باشد نهي شده است. و از خميازه کشيدن و نفخ شکم در نماز نهي شده است و از عبور کردن از روي گردن ديگران در نماز نهي شده است و از جمع و جور کردن لباس و مرتب کردن موها در نماز نهي شده است. (کف لباس همان جمع کردن و تو گذاشتن لباس است و کفت الشعر جمع کردن مو و مرتب کردن آن است). و از اعاده نماز درست نهي شده است و اين براي انسانهاي وسواس مفيدتر است و نمازگزار نمي‌تواند در محدث بودن خود شک کند تا وقتي که صدايي را نشنود و يا بويي را حس نکند حق ندارد که از نماز خارج شود. و از تراشيدن ريش قبل از نماز جمعه نهي شده است و از دست ماليدن به سنگريزه‌ها و شوخي کردن و سخن گفتن در ميان خطبه نهي شده است واز نشستن و دامن لباس را روي پاي انداختن در نماز نهي شده يعني دو ران خود را به شکم چسباندن و با دستها يا لباس آنرا محکم نگه داشتن واين هنگامي است که ترس خواب يا خارج شدن باد از شکم و يا کشف عورت وجود داشته باشد. وقتي که نماز واجب اقامه شد ديگر جايز نيست که شخص نماز ديگري بخواند. و نهي شده از اينکه امام بدون دليل در جايي بالاتر از جاي مأمومها قرار بگيرد و آمد و رفت کردن در پيش نمازگزار درست نيست. و نهي شده از اينکه در نماز رو به قبله يا به طرف راست آب دهان را پرت کرد ولي به طرف چپ يا در زير پاي چپش، نهي نشده است. و نهي شده از اينکه نمازگزار کفشهايش را در طرف راستش يا در طرف چپش قرار بدهد که طرف راست ديگري مي‌شود مگر اينکه کسي در طرف چپش نباشد، پس در اين صورت بايد کفشهايش را در بين پاهايش بگذارد.

و نهي شده از خوابيدن قبل از نماز عشا چون ترس از بين رفتن وقت آن وجود دارد. و نيز از صحبت کردن بعد از نماز عشاء نهي شده بجز در مواردي که مصلحت شرعي وجود دارد. و جايز نيست امامت کسي را بکند که وليّ اوست مگر اينکه خود ولي اذن داده باشد. براي مثال درست نيست که مهمان جلوتر از صاحب خانه وارد منزل شود و نهي شده از اينکه کساني را به عنوان امام قرار بدهيم در حالي که خود به خاطر يک علت شرعي بي‌ميلي مي‌کنند. و نهي شده از نمازي که موقع حاضر شدن غذا و اشتهاي نمازگزار بدان خوانده شود.

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:50 |

مبطلات [1] هشتگانه نماز

1 ـ در حالت هوشيارى و آگاهى از روى عمد در نماز سخن گفتن. اما چنانچه از روى فراموشى يا نادانى يا آنكه نمىدانست سخن گفتن در نماز جايز نيست، نمازش باطل نمی‌شود[2].

2 ـ خنديدن هنگام نماز[3].

3 ـ خوردن چيزى هنگام نماز[4].

4 ـ نوشيدن. (هر چه باشد).

5 ـ كشف عورت نمازگزار. (به شرط آنكه از روى عمد باشد).

6 ـ بيش از اندازه از سمت و جهت قبله منحرف شدن[5].

7 ـ بازى و حركت بيهوده و پى در پى در نماز[6].

8 ـ شكستن و باطل شدن وضو[7].

 


[1] آنچه كه نماز را باطل می ‌كند.

[2]   زيرا رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرموده است: «إنَّ هذه الصلاة لا يصلح فيها شيء من كلام الناس إنَّما هي التسبيح والتكبير وقراءة القرآن». (مسلم).

«همانا در اين نماز، هيچ كلامي از سخن مردمان جايز نيست كه گفته شود، بلكه جز اين نيست كه اين نماز فقط تسبيح و تكبير گفتن و قرائت قرآن است». ولي ايشان به كسي كه در نماز سخن گفته بود دستور نداد كه نمازش را مجدداً بخواند و اعاده كند.

[3]  بصورت قهقه و با صداي بلند. لبخند نماز را باطل نمی ‌كند.

[4]   خوردن چيزي، چه طعام، چه آب، يا هر چيز ديگر.

[5]   زيرا استقبال قبله از شرايط نماز است، بنابراين اگر نمازگزار از روي عمد از جهت قبله منحرف شد، نمازش باطل می ‌شود.

[6]  اما چنانچه حركات در نماز كم باشد، نماز را باطل نخواهد كرد، همانگونه كه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- حسن وحسين، فرزندان فاطمه –رضي الله عنهم-، را در حالت ايستاده در نماز حمل می ‌كرد، و هنگام سجده آنها را بر روي زمين می‌ گذاشت.

[7]   زيرا طهارت و پاكي از شرايط نماز است. رسول الله -صلي الله عليه وسلم- می‌فرمايد: «لا يقبل الله صلاة أحدكم إذا أحدث حتى يتوضأ». (البخاري ومسلم).

«خداوند نماز هيچ يك از شما را نمى‌ پذيرد آنگاه كه وضويش بشكند، مگر آنكه مجدداً وضو بگيرد».

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:50 |

فضیلت نماز جماعت

 

از ابن عمر روایت است که پیامبرr فرمود : (صلاة الجماعة تفضل صلاة الفذ بسبع و عشرین درجة)[1] «نماز جماعت بیست و هفت درجه بر نماز فرادا برتری دارد». از ابوهریره روایت است که پیامبرr فرمود : (صلاة الرجل فی الجماعة تضعف علی صلاته فی بیته و فی سوقه خمسا و عشرین ضعفا، و ذلک أنه إذا توضأ فأحسن الوضوء، ثم خرج إلی المسجد لایخرجه إلا الصلاة، لم یخط خطوة إلا رفعت له بها درجة، وحط عنه بها خطیئة، فإذا صلی لم تزل الملائکة تصلی علیه مادام فی مصلاه، اللهم صل علیه، اللهم ارحمه، و لایزال أحدکم فی صلاة ما انتظر الصلاة)[2] «نماز جماعت بیست و پنج برابر نمازی که در خانه و بازار خوانده می‌شود، ثواب دارد؛ بدان جهت که وقتی شخص به خوبی وضو می‌گیرد و تنها برای خواندن نماز به مسجد ‌رود، با هر قدمی که برمی‌دارد، درجه‌ای بالا می‌برود و گناهی از او بخشوده می‌شود، پس هنگامی که نماز خواند تا زمانی که در محل نمازش است، ملائکه بر او درود می‌فرستند (و می‌گویند) خداوندا! بر او صلوات بفرست، خداوندا! به او رحم کن، و تا زمانی که هر کدام از شما در انتظار نماز باشد گویا در نماز است».

از ابوهریره روایت است که پیامبرr فرمود : (من غدا إلی المسجد وراح أعد الله له نزله من الجنة کلما غدا أو راح)[3] «هر کس به مسجد رفت و آمد کند، در هر رفت و آمدی، الله (وسایل) پذیرایی‌ای برایش در بهشت آماده می‌کند».


[1]) متفق علیه : خ (645/131/1)، م (650/450/1)، ت (215/138/1)، نس (103/2)، جه (789/259/1).

[2]) متفق علیه : خ (647/131/2)، م (649/459/1)، د (555/265/2).

[3]) متفق علیه : خ (662/148/2)، م (669/463/1).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:49 |

سنتهاي نماز

 

1 ـ دعاى شروع نماز (استفتاح)[1].

2 ـ قرار دادنِ كف دست راست بر پشت دست چپ بر روى سينه هنگام ايستادن (قيام) در نماز حتى هنگامی‌كه نمازگزار از ركوع سر بلند كرده و می ‌ايستد[2].

3 ـ بلند كردن دستها در حاليكه انگشتان به هم چسبيده و دستها باز است تا مقابل كتفها (دوشها) يا مقابل گوشها، در هنگام گفتن تكبيرة الإحرام، و هنگام رفتن به ركوع، و از ركوع برخاستن، و هنگام بلند شدن از تشهد اول (التحيات) براى ركعت سوم[3].

4 ـ بيش از يك بار گفتن «سبحان ربي العظيم» در ركوع و «سبحان ربي الأعلى» در سجده.

5 ـ دعاى بلند شدن از ركوع بيش از اين خوانده شود: «رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ»، و همچنين دعاى بين دو سجده را بيش از اين بخواند: «رَبِّ اغْفِرْ لِيْ وَارْحَمْنِيْ، وَاهْدِنِيْ، وَاجْبُرْنِيْ، وَعَافِنِي» تا آخر.

6 ـ در هنگام ركوع، سر را با پشت در يك راستا قرار دادن.

7 ـ در هنگام سجده، بين دستها و پهلوها، شكم و رانها، و رانها و ساقها فاصله ايجاد كردن.

8 ـ بلند كردن دستها تا آرنج از زمين به هنگام سجده. (بلند داشتن ذراع از زمين = فاصله نوك انگشتان تا آرنج را ذراع گويند).

9 ـ در هنگام تشهد اول، و بين دو سجده بر پاى چپ نشستن، در حاليكه پاى راست بر روى زمين بصورت عمودى نصب شده است.

10 ـ در هنگام تشهد آخر بصورت متورك نشستن بدينصورت كه پاى چپ از زير پاى راست بيرون می ‌آيد و شخص بر روى نشيمنگاه خويش قرار می ‌گيرد (مقعدش روى زمين قرار مى گيرد) و پاى راست را همانند تشهد اول بر روى زمين عمودى نصب می‌ كند.

11 ـ از ابتداى تشهد (اول و اخير) تا آخر آن با انگشت شهادت اشاره كرده و در هنگام دعا كردن آن را به حركت در آورد [4].

12 ـ درود و صلوات ابراهيمى در تشهد[5].

13 ـ دعا كردن در تشهد آخر.

14 ـ در نمازهاى صبح، دو ركعت اول مغرب و عشاء، نماز جمعه و عيدين قرائت سوره‌ها را با صداى بلند خواندن.

15 ـ در نمازهاى ظهر، عصر و ركعتهاى سوم و چهارم مغرب، قرائت سورهها را سرّى خواندن. (با صداى يواش و كوتاه خواندن).

16 ـ هر آنچه از آيات قرآن بعد از سوره حمد خوانده می ‌شود ضمن مراعات سنتهاى ديگر نماز مانند: گفتن «ربنا لك الحمد» بعد از ركوع براى امام، و مقتدى و منفرد، و همچنين قرار دادن دستها بر زانو در حالت ركوع در حالىكه بين انگشتان باز است.

 


[1]   دعاي شروع نماز (باز كردن نماز، استفتاح، استفتاء) دعايى است كه بعد از تكبيرة الإحرام، و قبل از شروع به خواندن فاتحه، خوانده می‌ شود، كه حكم آن سنت است. در اينجا نمونه هايي از دعاهاي استفتاح را می ‌نويسيم:

الف ـ «اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِيْ وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِيْ مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْنِيْ مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاِء وَالْبَرَدِ». (البخاري ومسلم).

ب ـ « سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، وَتَبَارَكَ اسْمُكَ، وَتَعَالَى جَدُّكَ، وَلاَ إِلَهَ غَيْرُكَ»‌. (أبوداود، الترمذي، النسائي وابن ماجه).

ج ـ «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِيْ فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيْفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِيْنَ، إِنَّ صَلاَتِيْ، وَنُسْكِيْ، وَمَحْيَايَ، وَمَمَاتِيْ، ِللهِ رَبِّ الْعَالَمِيْنَ، لاَ شَرِيْكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِيْنَ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَنْتَ رَبِّيْ وَأَنَا عَبْدُكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِيْ وَاعْتَرَفْتُ بِذَنْبِيْ فَاغْفِرْ لِيْ ذُنُوْبِيْ جَمِيْعاً إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوْبَ إِلاَّ أَنْتَ. وَاهْدِنِيْ ِلأَحْسَنِ الأَخْلاَقِ لاَ يَهْدِيْ ِلأَحْسَنِهَا إِلاَّ أَنْتَ، وَاصْرِفْ عَنِّيْ سَيِّئَهَا، لاَ يَصْرِفُ عَنِّيْ سَيِّئَهَا إِلاَّ أَنْتَ، لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدَيْكَ، وَالشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ، أَنَا بِكَ وَإِلَيْكَ، تَبَارَكْتَ وَتَعَالَيْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوْبُ إِلَيْكَ»‌. (مسلم).

البته غير از دعاهاي ذكر شده، دعاهايي ديگر براي شروع نماز در سنت صحيح رسول الله -صلي الله عليه وسلم- آمده است.

[2]   زيرا در حديث آمده است كه: «كان رسول الله -صلي الله عليه وسلم- يضع يده اليمنى على اليسرى، ثم يشد بينهما على صدره وهو في الصلاة».‌ (مسلم، أبوداود و ديگران).

«رسول الله -صلي الله عليه وسلم- در هنگامي كه در نماز بودند دست راست خويش را بر روي دست چپش قرار می‌داد، سپس آنها را محكم كرده و بر سينه‌اش می‌گذاشت»‌.

در حديثي ديگر، -صلي الله عليه وسلم- می‌فرمايد: «إنَّا معشر الأنبياء أمرنا بتعجيل فطرنا وتأخير سحورنا وأن نضع أيماننا على شمائلنا في الصلاة»‌. (ابن حبان با سند صحيح).

«به ما، گروه پيامبران، فرمان داده شده است كه در خوردن افطارمان شتاب كنيم، و در خوردن سحريمان درنگ و تأخير كنيم، و اينكه (دستهاي) راستمان را بر روي (دستهاي) چپمان قرار دهيم»‌.

[3]   زيرا در حديث آمده است كه: «وكان يرفع يديه تارة مع التكبير»‌. (أبوداود، ابن خزيمة، الحاكم و ديگران)، «وتارة بعد التكبير». (البخاري ومسلم)، «وتارة قبله». (البخاري وأبوداود)، «‌كان يرفعهما ممدودة الأصابع لا يفرج بينها ولا يضمها»‌. (أبوداود، ابن خزيمة، حاكم و ديگران). «وكان يجعلهما حذو منكبيه». (بخاري ومسلم). «وربما كان يرفعهما حتى يحاذي بهما فروع أذنيه»‌. (البخاري وأبوداود).

«رسول الله -صلي الله عليه وسلم- گاهي دستهايش را با گفتن «الله اكبر» بلند می‌كرد، و گاهي بعد از گفتن «الله اكبر» بلند می‌ كرد، و گاهي قبل از «الله اكبر»‌ بلند می‌كرد، در حاليكه انگشتان كشيده و بدون فاصله، (باز از هم) و به هم نمی‌ چسباند.

دستهاي خويش را تا موازات دو كتف (دو دوش) بالا می ‌برد، و بعضي از اوقات دستهاى شان را تا موازات دو نرمه گوش بالا می ‌برد.

[4]   در حديثي آمده است كه: «كان رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يبسط كفه اليسرى على ركبته اليسرى، ويقبض أصابع كفه اليمنى كلها ويشير بأصبعه التي تلي الإبهام إلى القبلة ويرمي ببصره إليها». (مسلم، أبو عوانة، ابن خزيمة و ديگران).

«رسول الله -صلي الله عليه وسلم- (در هنگام تشهد) كف دست چپش را بر زانوي چپش پهن می‌ كرد، و تمامي انگشتان دست راستش را جمع كرده و حلقه می‌ كرد، و با انگشت اشاره (انگشت شهادت) به طرف قبله اشاره می‌ كرد، در حاليكه چشمهايش را به آن می‌دوخت و نگاه می ‌كرد».

در حديثي ديگر آمده است كه: «كان ـ إذا رفع إصبعه ـ يحركها يدعو بها». (أبوداود، ابن خزيمه، ابن حبان و ديگران).

«رسول الله -صلي الله عليه وسلم- آنگاه كه انگشت خويش را بلند می ‌كرد، آن را حركت می ‌داد، و به همراه اين عمل دعا می ‌كرد».

[5]   درود ابراهيمي عبارت است از: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ. اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيْمَ، إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ».

(ترجمه اين درود در درس دهم آمده است).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:49 |

 

ستره براى نماز گزار

 

بر نمازگزار واجب است که در وقت نماز خواندن، ستره‌ای در جلوی سجده‌گاهش قرار دهد تا مانع عبور دیگران از جلو نمازگزار و مانع نگاه کردن او به آن سوی ستره شود :

از سهل بن ابی حثمه روایت است که پیامبرr فرمود :

(إذا صلی أحدکم فلیصل إلی سترة، ولیدن منها، لایقطع الشیطان علیه صلاته).[1]

«هرگاه یکی از شما خواست نماز بخواند، رو به ستره نماز بخواند و به آن نزدیک شود تا شیطان نمازش را قطع نکند».

از ابن عمر روایت است که پیامبر خداr فرمود : (لاتصل إلا إلی سترة، ولاتدع أحدا یمر بین یدیک، فإن أبی فلتقاتله، فإن معه القرین)[2] «نماز نخوان مگر رو به ستره و به کسی اجازه نده که از جلوی نماز شما عبور کند و اگر اصرار بر عبور (از جلو نمازت) کرد با او بجنگ چون شیطان با اوست».

ستره، با دیوار یا ستون یا عصایی که در زمین فرو برده شده و یا وسیله‌ی سواری (مانند شتر را) اگر در مقابل خود قرار دهد و نماز بخواند تحقق پیدا می‌کند، و کمترین اندازه ستره شرعی به اندازه پشتی پالان شتر است.(*)

به دلیل حدیث موسی بن طلحه که از پدرش روایت کرده : پیامبرr فرمود :

(إذا وضع أحدکم بین یدیه مثل مؤخرة الرحل فلیصل، و لایبال من مر وراء ذلک)[3] «هرگاه یکی از شما چیزی به اندازه پشتی پالان شتر را روبروی خود قرار دهد نمازش را بخواند و کسی که از آنسوی آن عبور می‌کند توجه نکند».

 

نزدیک شدن نمازگزار به ستره:

از بلال روایت است : (أنهr صلی و بینه و بین الجدار نحو من ثلاثة أذرع)[4]

«پیامبر -صلى الله عليه وسلم- نماز خواند در حالی که فاصله‌ی بین او و دیوار حدود سه ذراع[5] بود».

از سهل بن سعد روایت است : (کان بین مصلی رسول اللهr و بین الجدار ممر الشاة)[6] «بین محل سجده پیامبرr و دیوار به اندازه عبور گوسفندی فاصله بود».

 

هرگاه ستره‌ای انتخاب کرد اجازه ندهد چیزی میان او و ستره‌اش عبور کند

از ابن عباس روایت است : (أن النبیr کان یصلی فمرت شاة بین یدیه، فساعاها إلی القبله حتی ألزق بطنه بالقبلة)[7] «در حالیکه پیامبرr نماز می‌خواند، گوسفندی خواست از جلوش عبور کند، قبل از رسیدن گوسفند پیامبرr به طرف قبله حرکت کرد تا شکمش را به قبله (دیوار) چسباند».

از ابوسعید خدری روایت است که پیامبرr فرمود : (إذا کان أحدکم یصلی فلایدغ أحدا یمر بین یدیه، ولیدرأه ما استطاع، فإن أبی فلیقاتله فإنما هو شیطان)[8] «هرگاه یکی از شما نماز خواند اجازه ندهد کسی از جلویش عبور کند، تا می‌تواند مانع او شود (برای اینکه از جلوی نمازش عبور نکند) و اگر سرپیچی کرد با او بجنگد زیرا او شیطان است».

عبور خر، زن و سگ سیاه از جلوی نمازگزار، در صورت نگذاشتن ستره نماز را باطل می‌کند

از عبدالله بن صامت از ابوذر روایت است که گفت : پیامبرr فرمود : (إذا قام أحدکم یصلی، فإنه یستره إذا کان بین یدیه مثل آخرة الرحل، فإذا لم یکن بین یدیه مثل آخرة الرحل فإنه یقطع صلاته الحمار والمرأة و الکلب الأسود، قلت : یا أبا ذر! مابال الکلب الأسود من الکلب الأحمر من الکلب الأصفر؟ قال : یا ابن أخی، سألت رسول اللهr کما سألتنی فقال : الکلب الأسود شیطان)[9] «هرگاه یکی از شما برای نماز ایستاد و در جلویش چیزی مانند پشتی پالان شتر وجود داشت برای او ستره به حساب می‌آید، و اگر در جلویش چیز مانند پشتی پالان شتر وجود نداشت، عبور خر، زن، و سگ سیاه نمازش را باطل می‌کند، گفتم (عبدالله بن صامت) ای ابوذر : سگ سیاه با سگ سرخ و زرد چه تفاوتی دارد؟ گفت : ای برادرزاده‌ام همین سؤالی را که از من کردی من از پیامبرr پرسیدم، فرمود : سگ سیاه شیطان است».

 

حرمت عبور از جلوی نمازگزار

از ابوجهیم روایت است که پیامبرr فرمود :(لو یعلم المار بین یدی المصلی ماذا علیه، لکان أن یقف أربعین خیرا له من أن یمر بین یدیه)[10] «آن کسی که از جلوی نمازگزار عبور می‌کند اگر می‌دانست که مرتکب چه گناهی شده، چهل (سال، ماه، یا روز)...؟ توقف را بر عبور از جلوی نمازگزار ترجیح می‌داد».

 

ستره‌ی امام برای مأموم ستره است

از ابن عباس روایت است که گفت : (أقبلت راکبا علی أتان و أنا یومئذ قد ناهزت الاحتلام و رسول اللهr یصلی بالناس بمنی، فمررت بین یدی الصف، فنزلت فأرسلت الأتان ترتع، و دخلت فی الصف، فلم ینکر ذلک علی أحد)[11] «در حالی که سوار بر ماده خری بودم و در آستانه رسیدن به سن بلوغ قرار داشتم، آمدم و پیامبرr را دیدم که در منی برای مردم نماز می‌خواند، از جلوی صف عبور کردم، و پایین آمدم و ماده خر رارها کردم تا بچرد و من داخل صف شدم و هیچ کس مرا از این کار منع نکرد».


 


[1]) صحیح [ص. نس 722]، کم (251/1)، این لفظ مستدرک حاکم است، د (681/388/2)، نس (62/2)، ابوداود و نسائی این حدیث را با لفظ «إذا صلی أحدکم إلی سترة ...» روایت کرده‌اند.

[2]) صحیح : [صفة الصلاة 62]، خز (800/9/2).

*) پشتی پالان شتر به اندازه یک ذراع می‌باشد یعنی ارتفاع ستره باید از یک ذراع کمتر نباشد «مترجم».

[3]) صحیح : [مختصر م 339]، م (449/358/1)، ت (334/210/1)، د (671/380/2) بنحوه.

[4]) صحیح : صفة الصلاة 62]، خ (506/579/1).

[5]) هر ذراع (45) سانتیمتر است.

[6]) متفق علیه : خ (496/574/1)، م (508/364/1)، د (682/389/2) بنحوه.

[7]) صحیح : [صفة الصلاة 64]، خز (827/20/2).

[8]) صحیح : [مختصر م 338]، م (505/362/1).

[9]) صحیح : [ص. ج/ 719]، م (510/365/1)، نس (63/2)، ت (337/212/1)، د (688/394/2).

[10]) متفق علیه : خ (510/584/1)، م (507/363/1)، د (687/393/2)، ت (235/210/1)، نس (66/2)، جه (945/304/1).

[11]) متفق علیه (504/361/1)، د (701/402/2)، خ (493/571/1)، بخاری این حدیث را با اضافه «عنی إلی غیرجدار» روایت کرده است.

این روایت غیر جدار را نفی نمی‌کند؛ چون پیامبر در فضا نماز نمی‌خواند مگر اینکه عصایی را جلویش نصب ‌کرد.

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:48 |

تحيه المسجد

 

هرگاه کسی وارد مسجد شود، واجب است قبل از آنکه بنشیند دو رکعت نماز بخواند. از ابوقتاده روایت است که پیامبرr فرمود : (إذا دخل أحدکم المسجد فلایجلس حتی یصلی رکعتین)[1] «هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد، تا دو رکعت نماز نخواند، بنشیند».

و دلیل گفته‌مان بر وجوب تحیه المسجد اینست که ظاهر امر برای وجوب می‌باشد و دلیلی که حکم آنرا از ظاهر آن (وجوب) تغییر دهد وجود ندارد، بجز حدیث طلحه بن عبیدالله که می‌گوید : یک نفر اعرابی (بادیه‌نشین) با سری ژولیده نزد پیامبرr آمد و گفت ای رسول خدا، خداوند چه نمازهایی را بر من فرض کرده است؟ پیامبرr فرمود : (الصلوات الخمس إلا أن تطوع شیئا...)[2] «نمازهای پنج‌گانه، مگر اینکه خودت چیزی اضافه بخوانی».

به نظر من استدلال به این حدیث بر عدم وجوب تحیه المسجد جای بحث دارد؛ چراکه درست نیست آنچه را که در مقام تعلیم و در مراحل اولیة دین آمده، دست آویزی قرار دهیم برای رد کردن مسائلی که پس از آن بوده است، وگرنه لازم می‌‌آید که تمام واجبات شرعی را در نمازهای پنجگانه‌ای مذکور خلاصه کنیم، که این خرق اجماع و ابطال تمام شریعت است. پس حق این است که دلیل صحیحی که متأخر است پذیرفته شده و به مقتضای آن اعم از وجوب، سنت و غیره، عمل شود. در این مورد بین علما اختلاف نظر وجود دارد و آنچه گفتیم ارجح‌ است.[3]

همچنین امر پیامبرr به تحیه المسجد در حالت خواندن خطبة جمعه وجوب را تأکید می‌کند:

 

اگرچه امام در حال خطبه باشد تحیه المسجد باید خوانده شود

از جابر بن عبدالله روایت است : (جاء رجل و النبیr یخطب الناس یوم الجمعة، فقال : أصلیت یا فلان؟ قال : لا، قال : قم فارکع)[4] «پیامبرr روز جمعه در حال خطبه بود که مردی وارد مسجد شد، پیامبرr فرمود : فلانی آیا نماز خواندی، گفت : خیر، فرمود : پس بلند شو و (دو رکعت) نماز بخوان».

 

هرگاه نماز فرض برپا شد، غیر از آن نمازی نیست

از ابوهریرهt روایت است که پیامبرr فرمود : (إذا أقیمت الصلاة فلاصلاة إلا المکتوبة)[5] «هرگاه نماز فرض اقامه شد نمازی غیر از آن نیست».

از مالک بن بحینه روایت است : در حالی که نماز اقامه شده بود پیامبرr مردی را دید که دو رکعت نماز می‌خواند، وقتی پیامبرr سلام داد، مردم دور او جمع شدند و پیامبرr به او فرمود : (آلصبح أربعا؟ آلصبح أربعا؟!)[6] «آیا نماز صبح چهار رکعت است؟! آیا نماز صبح چهار رکعت است؟!».

 


[1]) متفق علیه : خ (1163/48/3)، م (714/495/1)، د (463/133/2)، ت (315/198/1)، جه (1013/324/1)، نس (53/2).

[2]) متفق علیه : خ (46/103/1)، م (11/40/1)، د (387/53/2)، نس (121/4).

[3]) نیل الاوطار (364/1).

[4]) متفق علیه : خ (930/407/2)، م (875/596/2)، د (1102/464/4)، ت (508/10/2)، جه (1112/353/1)، نس (107/3).

[5]) صحیح : [مختصر م 263]، م (710/493/1)، د (1252/142 و 143/4)، ت (419/264/1)، جه (1151/364/1)، نس (116/2).

[6]) متفق علیه : خ (663/148/2)، این لفظ مسلم است، م (711/493/1).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:48 |

اذکار و دعاهای مشروع بعد از نماز

 

1- از ثوبان روایت است : پیامبرr وقتی سلام نماز را می‌داد سه بار استغفار می‌کرد و می‌فرمود : (اللهم أنت السلام و منک السلام تبارکت یا ذا الجلال و الإکرام) «خداوندا! تو سلام هستی و سلامتی از طرف توست. خیرهایت فراوانند ای صاحب شکوه و بزرگواری».

ولید گفت ک به اوزاعی گفتم استغفار چگونه است؟ گفت : می‌گویی : أستغفر الله، أستغفرالله.[1]

2- از ابوزبیر روایت است : ابن زبیر بعد از هر نمازی که سلام می‌داد می‌گفت : (لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد و هو علی کل شیی قدیر لاحول و لا قوة إلا بالله لا إله إلا الله، ولانعبد إلا إیاه له النعمة وله الفضل و له الثناء الحسن، لا إله إلا الله مخلصین له الدین ولو کره الکافرون) «هیچ معبود بر حقی غیراز خدا نیست، یکتای بدون شریک است، ملک و ستایش برای اوست و او بر هر چیزی توانا است. هیچ حرکت و قوتی نیست مگر به مشیت الله، هیچ معبود بر حقی غیر از الله نیست، تنها او را عبادت می‌کنیم، نعمت و فضل و ستایش نیکو برای اوست، هیچ معبود بر حقی غیر از الله نیست، عبادتمان خالصانه برای اوست گرچه کافران دوست نداشته باشند» و (ابن زبیر) گفت : پیامبرr این ادعیه را بعد از هر نمازی می‌خواند.[2]

3- از وراد مولای مغیره بن شعبه روایت است : مغیره بن شعبه به معاویه نوشت که: هرگاه نماز پیامبرr تمام می‌شد و سلام می‌داد و می‌فرمود : (لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد و هو علی کل شیء قدیر اللهم لامانع لما أعطیت و لامعطی لما منعت و لاینفع ذالجد منک الجد)[3] «هیچ معبود بر حقی غیر از خدا نیست، تنها است و هیچ شریکی برای او نیست ملک و ستایش برای او است و او بر هر چیزی توانا است خداوندا آنچه تو عطا می‌کنی هیچ مانعی برای آن نیست و آنچه را تو منع می‌کنی هیچ عطاکننده‌ای برای آن نیست و مال و دارایی نفعی نمی‌رساند آنکه نفع می‌رساند تویی».

4- از کعب بن عجره روایت است که پیامبرr فرمود : (معقبات لایخیب قائلهن – أو فاعلهن - : ثلاث و ثلاثون تسبیحة، و ثلاث و ثلاثون تحمیدة، و أربع و ثلاثون تکبیرة، فی دبر کل صلاة)[4] «پس از هر نمازی اذکاری وجود دارند که گوینده یا انجام دهنده آنها هیچ وقت ناکام نمی‌ماند، سی و سه بار سبحان الله گفتن، سی و سه بار الحمدلله گفتن و سی و چهار بار الله أکبر گفتن».

از ابوهریره روایت است : پیامبرr فرمود : (من سبح الله فی دبر کل صلاة ثلاثا و ثلاثین و حمدالله ثلاثا و ثلاثین، و کبر الله ثلاثاً و ثلاثین، فتلک تسعه و تسعون، و قال تمام المئة : لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، و هو علی کل شیی قدیر غفرت خطایاه و إن کانت مثل زبد البحر)[5] «کسی که بعد از هر نماز سی و سه بار سبحان الله، سی و سه بار الحمدلله و سی و سه بار الله أکبر بگوید – این نود و نه – و صدا را با لا إله إلا الله وحده لا شریک له له الملک و له الحمد و هو علی کل شیی قدیر کامل کند گناهانش بخشوده می‌شود اگرچه مانند کف دریا (زیاد) باشد».

5- از معاذ بن جبل روایت است : روزی پیامبرr دستم را گرفت و به من فرمود : (یا معاذ والله إنی لأحبک، فقلت : بأبی أنت و أمی، والله إنی لأحبک. قال : یا معاذ إنی أوصیک لاتدعن أن تقول دبر کل صلاة : اللهم أعنی علی ذکرک وشکرک و حسن عبادتک)[6] (ای معاذ به خدا قسم من ترا دوست دارم؛ گفتم : پدرم و مادرم فدایت به خدا قسم من هم تو را دوست دارم، فرمود : ای معاذ! به تو وصیت می‌کنم که بعد از هر نمازی این دعا را ترک نکن : اللهم أعنی علی ذکرک و شکرک و حسن عبادتک، خداوندا! مرا بر ذکر و شکر نعمتها و خوب انجام دادن عبادتت یاری فرما».

6- از ابو أمامه روایت است که پیامبرr فرمود : (من قرأ آیة الکرسی دبر کل صلاة مکتوبة لم یمنعه من دخول الجنة إلا أن یموت)[7] «هرکس بعد از هر نماز فرضی آیة الکرسی را بخواند تنها زنده بودنش مانع رفتن او به بهشت می‌شود (پس از مرگ به بهشت می‌رود)». و محمد بن ابراهیم در روایتش (قل هو الله أحد) را هم اضافه کرده است.

7- از عقبه بن عامر روایت است : (أمرنی رسول اللهr أن أقرأ بالمعوذات دبر کل صلاة)[8] «پیامبرr به من امر کرد که بعد از هر نمازی «معوذتین» (سوره ناس و فلق) را بخوانم».

8- از ام سلمه روایت است : پیامبرr بعد از سلام دادن نماز صبح می‌فرمود : (اللهم إنی أسألک علما نافعا و رزقا طیبا و عملا متقبلا)[9] «خدایا از تو علمی نافع و رزقی پاک و عملی قبول شده را طلب می‌کنم».


 


[1]) صحیح : [ص. جه 756]، م (591/414/1)، ـ (299/184/11)، نس (68/3)، د (1499/377/4)، جه (928/300/1).

[2]) صحیح [ص. نس 1272]، م (594/415/1)، د (1493/372/4)، نس (70/3).

[3]) متفق علیه : خ (844/325/2)، م (593/414/1)، د (1491/371/4).

[4]) صحیح : [ص. نس 1278]، م (596/418/1)، ت (3473/144/5)، نس(75/3). ملاحظه : درباره تعداد این اذکار روایاتی آمده که در بعضی از آنها دَه دَه(أ) و در بعضی یازده یازده(ب) و در بعضی بیست و پنج(ج) آمده به اضافه لا اله الا الله در آخر». پس نمازگزار بایدهر بار یکی از این انواع أذکار را بخواند. أه‍ - .

(أ) خ (6329/132/11)، (ب) م (595 – 143 – 417/1)، (ج) نس (76/3) [ص. نس 1279].

[5]) صحیح : [مختصر م 314]، م (597/418/1).

[6]) صحیح : [ص. ج 7669]، د (1508/384/4)، نس (53/3).

[7]) صحیح : [ص. ج 6464]، طب (7532/134/8).

[8]) صحیح : [ص. نس 1268]، د (1509/385/4)، نس (68/3).

[9]) صحیح : [ص. جه 753]، جه (925/298/1)، أ (776/55/4).

 

+ نوشته شده توسط عبد الله در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:47 |

احكام جنازه و چگونگي نماز بر آن

 

1 ـ اين امر جايز است كه به شخص در حال سكرات (لحظات احتضار، دم مرگ) جمله «لا اله الا الله» را تلقين كرد كه آن را بگويد زيرا رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- فرموده است: «لقنوا موتاكم لا إله إلاَّ الله». (متفق عليه).

به مردگانتان (لحظات آخر زندگى، دم مرگ) جمله «لا اله الا الله» را تلقين كنيد. (تا آن را تكرار كنند).

2 ـ زمانى كه يقين كرديد كه شخص مرده است، چشمهايش را بر روى هم بگذاريد (چشمهايش را ببنديد) زيرا اين عمل در سنت هدايت بخش پيامبر -صلي الله عليه وسلم- آمده است[1].

3 ـ واجب است جنازه مسلمان غسل داده شود مگر آنكه در ميدان جنگ به شهادت رسيده باشد، زيرا شهيد ميدان نبرد، نه غسل داده می‌ شود، و نه نمازى بر او خوانده می شود، و نه اينكه در كفن قرار داده می‌ شود، و فقط با همان لباسش دفن می‌ شود زيرا رسول الله -صلي الله عليه وسلم- شهدا و كشته شدگان غزوه (جنگهاى رسول الله -صلي الله عليه وسلم- با دشمنان دين) احدى را نشسته، و بر آنان نماز هم نخواندند[2].

4 ـ نحوه غسل دادن جنازه (ميّت)[3].

عورت (شرمگاهش) را پوشانده[4]، و او را از زمين كمى بلند كرده و اندكى به شكمش فشار داده شود[5]. بعد از آن كسى كه غسل می‌ دهد دستمال يا پارچه‌ای را دور دستش می ‌پيچد و نجاست‌ها را پاك می‌كند. سپس همانند وضو براى نماز، او را وضو می‌دهند، بعد سر و ريشش را با آب و سدر[6] يا با ماده شوينده ديگرى (صابون، شامپو، ) می‌شويند، ابتدا سمت راست بدنش، و سپس سمت (طرف) چپ بدنش را می‌ شويند[7]. حالا در بار دوم و سوم او را غسل می ‌دهند[8]. در هر بار (غسل دهنده) دستش را به آرامى بر روى شكم ميت می‌كشد تا اگر نجاستى بيرون بيايد، آن را پاك كند و بعد محل خروج نجاست را با پنبه يا چيزى شبيه آن ببندد و اگر با اين چيزها نشد، با گِل، يا چسب و امثال آن محل را ببندد، حالا بار ديگر وضوى ميت را تجديد كند. چنانچه ميّت با سه بار شستن پاك نشد، پنج يا هفت بار می‌تواند او را بشويد، و در پايان او را خشك كرده و در زير بغل و محلهاى پنهان و مواضع سجده مرده عطر را قرار دهد. چنانچه تمام بدن ميّت معطر گردد بهتراست